ده مجازات ناعادلانه کارمندان اثربخش

ده مجازات ناعادلانه کارمندان اثربخش


نوشته شده توسط لیز رایان / مدیرعامل و بنیانگذار Human Workplace و نویسنده ” بازسازی نقشه راه ” .


جک را که سالها بعنوان تحلیل گر صنعت فعالیت کرده ، ملاقات کردم. او برای محصولات جدید، گرایش ها و شایعات بازار می نویسد و صدا یا ویدیویی را در این رابطه ضبط می کند. او کارش را خیلی دوست دارد اما یک مشکل دارد و توضیح می دهد که زمانیکه من شروع به کار برای شرکت جاری کردم ، به آنها گفتم که فقط می توانم ۴ روز در هفته کار کنم.


جمعه ها روز خوبی برای من نبود. در این روز من یا می خوابیدم و یا کتاب می خواندم. رئیس من معتقد بود که اگر من می توانم کاری را که سایر افراد در ۵ روز انجام می دهند در ۴ روز انجام دهم چرا که نه ، خیلی هم خوب است.پس با برنامه ۴ روز کاری من موافقت کرد.


جک بمدت ۹ ماه در شغل جدیدش بدون هیچ مشکلی کار کرد. نه تنها گزارش ها ، پست های وبلاگ و ضبط پادکست های بیشتری نسبت به همکاران خود داشت، بلکه پادکست ها و گزارش های او بطور گسترده ای محبوب شده بودند. جک می گوید که مدیرش با او صادق است و از وجود او در اینجا لذت می برد زیرا او محتوای پرباری را ایجاد می کند و به گزافه گویی های او علاقه دارد.


جک می گوید بخاطر داشته باشید که من فقط برای ۴ روز حقوق دریافت می کنم. در صورتی که من پادکست و مطالب بیشتری از سایر همکاران خود منتشر می کنم. جک در حال حاضر بدنبال شکار یک شغل است زیرا آتش بس میان او و مدیرش کم کم به پایان می رسد.


در اینجا نکته ای است که رئیس جک هیچگاه متوجه نمی شود و آن این است که روزهای جمعه باعث می شود تا جک برای بقیه روزهای هفته اثربخش باشد. مدیر جک تنها مدیری نیست که در رابطه با نحوه ی مدیریت و کنترل آن در قرن حاضر اطلاعات کمی دارد بلکه بسیاری از مدیران دیگر نیز چنین مشکلی دارند.


جک به سختی کار می کند و یک کارمند اثربخش بشمار می آید در صورتی که حقوق ۴ روز کار در هفته را دریافت می کند در واقع رئیس جک او را بخاطر اثربخش و سازنده بودن مجازات می کند، به جای اینکه او را تشویق کند.


در این میان ۱۰ روش دیگر وجود دارد که رهبران ضعیف بهترین کارمندان خود را به دلیل اثربخش بودن مجازات می کنند که آنها را در قسمت پایین مورد اشاره قرار خواهیم داد.


۱ . هنگامی که شما لایق هستید، مشکلات سخت و ناراحت کننده را به عنوان پاداش حل می کنید. زمانی که شما یک مشکل پیچیده را حل می کنید، مشکل بدتری پیش می آید. تحریک فکری کار بزرگی است اما همیشه برای مواجه با سختی های عملیاتی و سیاسی جاییکه مشکلات دشوار وجود دارند ، سرگرم کننده نیست.


۲ . زمانی که شما کار خود را بسرعت پایان می دهید، به شما کار بیشتری داده می شود. برای کم کردن سرعت خود انگیزه ایجاد کنید ( نه به نفع شرکت بلکه برای خودتان! )


۳ . زمانیکه شما مقدار کار زیادی انجام می دهید ، بدون شک مدیر انتظار حجم بالایی از خروجی را دارد و اگر شما از استانداردهای خروجی زیاد خارج شوید ، ناامید خواهد شد. کارمندان کمتر اثربخش یک استاندارد پایین تری دارند. ( اما دریافتی آنها با شما برابر است. )


۴ . افراد سازنده و اثربخش با پروژه های خاص و کارهای اضافی احاطه می شوند تا زمانیکه ناچارا خروجی یا کیفیت استاندارد های آنها محو گردد. سپس به آنها می گویند که ” شما هیچ پیشرفتی نداشته اید. ”


۵ . کارمندان اثربخش در مورد کارهای خود کنجکاو هستند. آنها برای موضوع اهمیت قائل می شوند بدون اینکه از آنها انتظار رود که در این زمینه تلاش کنند. بخاطر اینکه آنها سوالاتی را مطرح می کنند و پاسخ ها را برمبنای درک خود از آن قسمت و کار آنها کامل می کنند. به همین دلیل، سایر کارکنان آنها را به پرسش وامی دارند. حال، از آنها انتظار می رود که هم کار خود را انجام دهند و هم به همکاران خود آموزش دهند.


۶ . کارکنان بسیار کارآمد تمایل به پیدا کردن یک راه دقیق تر و سریع تر برای انجام کار دارند. سپس به آنها گفته می شود که ” شما نمی توانید این روند را تغییر دهید! ” آنها وقت با ارزش و انرژی خود را صرف تجدیدنظر و تکامل فرآیندهای بد می کنند و به عنوان تشکر ضربات ناخوشایندی دریافت می کنند.


۷ . افراد اثربخش تمایل دارند که در کار خود متمرکز شوند. جالب است که اغلبا به آنها گفته می شود که ” چرا استراحت نمی کنی؟ تو باعث می شوی که ما بد بنظر برسیم. ”


۸ . زمانی که کارمندان بهتر از همتایان خود کار می کنند در مقابل انتظار دریافت سپاسگزاری و پاداش های بسیاری را دارند اما معمولا این اتفاق نمی افتد. ممکن است به آنها گفته شود ” کار آسانی بوده و یا اینکه چرا فکر می کنی که باید جلب توجه کنی ؟ ”


۹ . کارکنان اثربخش ممکن است در تلاش های خود گیر بیفتند تا در شرکت ارتقا پیدا کنند زیرا رئیس آنها می داند که جایگزین کردن فردی دیگر به جای آنها دشوار خواهد بود.


۱۰ . در نهایت افراد بسیار سازنده توسط مدیران خود برای داشتن چند روز تعطیلات و یا یک زمان استراحت مجازات می شوند و سریعا مشغول می شوند.


رئیس جک به او گفته بود که داستان های خوبی که در طول هفته منتشر می کنی واقعا در روزهای جمعه باعث لطمه زدن به ما می شوند. اما جک اینگونه جواب داده است که می تواند میان انتشار داستان ها و پست های وبلاگ فاصله بیندازد تا مطالب جدیدی برای انتشار در روزهای جمعه وجود داشته باشد. اما مدیر او مکالمه را پایان داده و جک تصور می کند که مشکلش لاینحل باقی مانده است.


یک ضرب المثل هست که می گوید افراد آن چیزی را که نمی توانند داشته باشند بیشتر می خواهند. و عنصر دست نیافتنی رئیس جک ” حضور او در روزهای جمعه ” است که باعث عصبانیت جک می شود.


کارمندان بسیار اثربخش به راحتی متوجه می شوند که در شغل کنونی خود هیچگونه نکته مثبتی وجود ندارد. زیرا بهره وری بالای آنها انرژی موجود در بخش را از بین می برد. آنها باید شغل خودشان را ترک کنند بخاطر اینکه رئیس آنها قادر به مدیریت مناسب نیست.


جک در ادامه می افزاید که این تجربه با نکات بسیار آموزنده ای برای او همراه بوده است. در شغل بعدی بدون شک من قرارداد کار منعقد می کنم. من نمی توانم برای مدیری کار کنم که بعد از گذشت ۶ یا ۹ ماه از استخدام من قصد دارد نظر خودش را تغییر بدهد و تصمیم بگیرد که نمی تواند با برنامه ۴ روز کاری من کنار بیاید در صورتی که در ابتدا رضایت خود را اعلام کرده است. من به یقین و اطمینان بیشتری نیاز دارم و سزاوار آن هستم.


جک همچنین سزاوار آن است که برای کسی کار کند که استعداد او را می بیند و از او سپاسگزار خواهد بود. آیا مدیر شما از داشتن شما ، مغز ، قلب و استعداد های شما سپاسگزار است ؟ این سوال ارزش پرسیدن دارد.



منبع: Forbes
تاریخ نشر: ۷ دی ۱۳۹۵


جهت اشتراک گذاری